اختلال شخصیت خودشیفته

//اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic personality disorder) یک نوع اختلال شخصیتی است. افراد مبتلا خود را بسیار مهم و بزرگ می‌داند و در تصور، خودشان را فردی قدرتمند، لایق و مرکز توجه می‌پندارد. مشکلات و عواطف و احساسات دیگران هیچ اهمیتی برایشان ندارد و شدیداً خود را برتر از دیگران می بیند. با تکبر و تحکم با آنها برخورد می‌کند، همیشه انتظار تعریف و تحسین از طرف مقابل دارد. ١ تا ٢ درصد عموم مردم به این اختلال مبتلا هستند و در بین مردان نیز شایع‌تر است. خودشیفتگی یا نارسیسم از نام مردی به نام نارسیس گرفته شده است، او زمانی که عاشق انعکاس تصویر خود در آب شده بود به آب پرید تا آنرا بگیرد وغرق شد.این اختلال ممکن است همزمان با اختلال شخصیت نمایشی و یا اختلال شخصیت مرزی در فرد ظاهر شود.

نشانه های افراد خودشیفته

  • احساس خود بزرگ بینی و مهم بودن دارند
  • خود را خاص و منحصر به فرد تصور می کنند
  • انتقاد پذیر نیستند و اگر از آنها انتقاد شود به سرعت عصبی می‌شوند
  • خود را برتر از دیگران می دانند
  • تنها عقیده و نظر خود را قبول دارند و به نظرات دیگران اهمیتی نمی‌دهند
  • رعایت قوانین را فقط وظیفه دیگران می‌دانند
  • در تمام مشکلات دیگران را مقصر می دانند
  • اعتماد به نفس آنها شکننده است
  • مستعد افسردگی هستند
  • در محیط‌های کار دچار مشکل می شوند
  • همواره به دنبال ثروت و شهرت هستند
  • فقط در راه رسیدن به اهداف خود با دیگران تظاهر به همدردی و همدلی می کند

همین خصوصیات باعث می‌شود که تحمل انسان خودشیفته برای اطرافیان سخت شود و محبت و حمایت اطرافیان را از دست بدهند.

دلایل ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته

دلایل ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته

هنوز علت اصلی ابتلا به این اختلال مشخص نشده است اما عوامل مختلفی در بروز این اختلال موثرند، مثل عوامل روانی،اجتماعی، ژنتیکی و محیطی.هچنین تربیت غلط و بیش از حد بها دادن در دوران کودکی توسط والدین یا برعکس بی توجهی به کودک زمینه‌ساز ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته می شود.
خودشیفتگی ناشی از تربیت والدین، در دو محیط ایجاد می‌شود:

اول: محیطی که محدودیتی برای کودک وجود ندارد، یعنی برای کودک حد و مرزی تعیین نشده است،به اصطلاح فرزند سالاری، یعنی والدین به هر خواسته ای که کودک دارد تن می‌دهند. در این صورت زمانی که کودک بزرگ می شود هیچ مرز و محدوده ای را نمی شناسد و طبق میل خود رفتار می‌کند و قوانین حاضر در اجتماع را رعایت نمی‌کند، دوست دارد همه چیز بر وفق مراد او باشد.

دوم: ممکن است در خانواده برای کودک محیطی بوجود آید که در آن مدام تهدید شود و والدین آسیب های جسمی به او وارد کنند.در این مدل خانواده ها کودک فقط احساس پوچی و بی‌ارزش بودن می‌کند که این موضوع در بزرگسالی تبدیل به شورش و عقده‌ای درون فرد می‌شود که همواره می‌خواهد بگویید من از همه مهمتر هستم، رئیس هستم و دیگران باید به من احترام بگذارند.

 خود شیفته کیست ؟

تشخیص این بیماری فقط از عهده روانشناسی متخصص برمی‌آید. ابتدا روانشناس وضعیت و علائم اختلال سپس وضعیت روحی،جسمی،سوابق پزشکی و بیماریهای فرد را بررسی می کند. همچنین روانشناسان از سوالات و تست های مخصوص در این زمینه استفاده می کنند. افراد مبتلا به این اختلال به خودشیفته بودن خود افتخار می کند و آن را نقص یا بیماری نمی دانند به همین دلیل افراد خودشیفته هیچ‌گاه خودشان برای درمان مراجعه نمی کنند و معمولا از طرف اطرافیان و خانواده ارجاع داده می‌شوند.

 

ازدواج با فرد خودشیفته

ازدواج با فرد خودشیفته

معمولاً افراد خودشیفته در ابتدا دوست داشتنی به نظر می رسد و ممکن است دیگران فکر کنند که آنها می‌توانند شخص مناسبی برای زندگی و ازدواج باشند. اما پس از مدتی متوجه خواهند شد که آنها فقط به عقاید و نظرات خود اهمیت میدهند و علایق طرف مقابل برایشان بی اهمیت است و این رفتار و خصوصیات به مرور زمان باعث مشکلات در روابط و جدایی می‌شود. قبل از ازدواج با هر کسی باید به خصوصیات اخلاقی و رفتاری او توجه کنید که مبتلا به این اختلال نباشد، اما اگر قصد ازدواج با چنین فردی را دارید حتما از مشاوره قبل از ازدواج کمک بگیرید.

آیا فرد دارای خودشیفتگی می تواند عاشق شود؟

ممکن است فرد در مراحل اولیه دوست یابی شور و جذابیت خوبی از خود نشان دهند، اما برای اکثر آنها روابط نوعی معامله به حساب می‌آید. آنها توجه کردن و رضایت جنسی را برای تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس خود به کار می گیرند. هدف آنها این است که از لذت های پوچ  لذت ببرند. اغلب خودشیفتگان علاقه خود نسبت به رابطه را از دست می دهند، زیرا انتظارشان از میزان صمیمیت بیشتر می شود.

برخورد با افراد خودشیفته‌

اگر با فردی خودشیفته در ارتباط هستید برای آرامش خاطر خودتان بهتر است از طرز برخورد با این افراد اطلاع داشته باشید. زندگی در کنار این افراد می تواند آسیب های روحی زیادی به شما وارد کند و زندگی برایتان خسته کننده شود.رعایت اصول خاصی در برخورد با آنها می تواند به شما کمک کند.
در برخورد با افراد دارای خودشیفتگی سعی کنید موارد زیر را رعایت کنید:

  • اگر از آنها برتر هستید هرگز سعی در اثبات آن نداشته باشید
  • خواسته های غیر منطقی آنها را برآورده نکنید زیرا نباید همه خواسته هایشان برآورده شود
  • از عقاید خود در مقابل آنها صحبت نکنید
  • در مقابل آنها بیشتر شنونده باشید
  • از بازی های ذهنی با آنها اجتناب کنید
  • با آنها همدردی و همدلی داشته باشید
  • شرایط و محدودیت هایشان را قبول کنید

درمان اختلال خودشیفتگی

 

درمان اختلال شخصیت خودشیفته (درمان خودشیفتگی)

افرادی که به این بیماری مبتلا هستند خود از اینکه خودشیفته هستند خبر دارند اما آن را عیب نمی دانند، به همین دلیل برای درمان آن اقدامی نمی کند. آنها معمولاً از طرف اطرافیان و خانواده خود برای درمان ارجاع داده می شوند.روش درمانی برای همه افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته یکی نیست اما معمولا از روش روان درمانی برای آنها استفاده می شود.

این افراد می توانند با مراجعه به  یک روانشناس روند درمانی خود را آغاز کنند. روان درمانی یکی از بهترین روش های موثر برای درمان اختلالات شخصیتی می باشد. در طول دوره درمان فرد مشکلات و خصوصیات اخلاقی خود را پیدا می‌کند و به مرور زمان آنها را تغییر می‌دهد.همچنین روند درمان آهسته است زیرا روانشناس با دقت ویژگی های اخلاقی و شخصیتی فرد را بررسی می کند و روند درمان را پیش می‌برد که این امر باعث می‌شود نتیجه حاصل از درمان پایدار و اثربخش باشد.

آیا درمان اختلال شخصیت خودشیفته امکان پذیر است؟

روان درمانی شخصیت خودشیفته بر خصوصیات شخصیتی که سالهای طولانی ثابت بوده تمرکز دارد،به همین دلیل باعث می‌شود روند درمان طولانی شود. فرد مبتلا ، نسبت به درمان مقاومت نشان می‌دهد و در ابتدای دوره درمان با روانشناس همکاری نمیکند و درمان او دشوار خواهد بود.‌ شرکت در جلسات به این معنی است که خودشیفتگی خود را کنار بگذارند و با روانشناس همکاری کنند. در طول درمان، فرد نسبت به اینکه شرایط فعلی چطور باعث آسیب رساندن به زندگی اش و مانع از رسیدن به اهداف و توانمندی‌هایش می‌شود، آگاه می‌شود.

اهداف درمان شخصیت خودشیفته

روان درمانی، بهترین راه درمان است و به فرد کمک می‌کند تا نسبت به احساسات و خصوصیات خود آگاه شود. این خودشناسی در تنظیم هیجانات درونی به فرد کمک می‌کند. به مرور زمان فرد ترقیب می‌شود تا روابط بین فردی موثری داشته باشد تا بتواند صمیمیت و همدلی را تجربه کند. درمان با هدف هدایت فرد به سمت مسئولیت پذیری بیشتر است، تا فرد نسبت به روابط خود متعهد شده و همکاری بیشتری در محیط کار و زندگی با دیگران داشته باشد. در نتیجه فرد خودشیفته، مدت کمتری به رقابت و برتری جویی از دیگران فکر می‌کند.همچنین به فرد کمک می‌شود تا با جنبه‌های منفی شخصیت خود و ضعف هایش آشنا شود در نتیجه نسبت به انتقاد، پذیرا شده و در شکست‌ها تحمل بیشتری  نشان دهد.

از دیگر اهداف درمانی نزدیک شدن خود واقعی به خود ایده آل در فرد است؛ به این معنا که اهداف دست نیافتنی و ایده آل گرایی خود را کاهش داده و به سمت اهداف در دسترس، قدم بردارد. عزت نفش فرد تقویت می‌شود تا به راحتی و با هر عدم تایید و تحسین نشدنی در هم نشکند.

2021-06-17T15:33:58+04:30توسط |دسته‌ها: اختلالات روانی|بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

Open chat
24ساعته پاسخگوی شما هستیم