کلپتومانیا یا جنون دزدی

کلپتومانیا یا جنون دزدی، اشاره به ناتوانی مکرر برای مقاومت در برابر سرقت وسایل است. این وسایل لزوما وسایلی نیست که فرد واقعا به آن ها نیاز داشته باشد و معمولا نیز ارزش کمی دارند. اختلال جنون دزدی یا کلپتومانیا نوعی اختلال کنترل تکانه است، اختلالی که با مشکلات مربوط به خودکنترلی عاطفی یا رفتاری مشخص می شود. اختلال کنترل تکانه به این معناست که فرد، در برابر وسوسه یا انگیزۀ انجام عملی که برای خود یا شخص دیگری مضر می باشد، با مشکل مواجه است.

کلپتومانیا چیست؟

کلپتومانیا اختلال نادری است اما بسیاری از افراد مبتلا به آن، در خجالت پنهانی زندگی می کنند، زیرا می ترسند به دنبال درمان و سلامت روان باشند. علائم این اختلال معمولا در نوجوانی  آغاز می گردد و به ندرت در کودکان دیده می شود. مطالعات نشان داده است که کلپتومانیا در زنان بیشتر از مردان شایع است. زنانی که در اواخر دهۀ 30 زندگی خود با اختلالات روانی درگیر می شوند، احتمال بیشتری دارد تا به جنون دزدی نیز مبتلا شوند. در این مقاله دلایل، علائم و راه های کنترل این اختلال را شرح خواهیم داد.

 

دلایل بروز اختلال کلپتومانیا

اختلال جنون دزدی تنها یک اختلال روانی نیست و به عقیدۀ بسیاری از متخصصان، دلایل عمدۀ آن به مسائل ژنتیکی و انتقال دهنده های عصبی مربوط می شود. بیشتر سیگنال هایی که مغز برای اعمال مختلف به ما می دهد توسط شبکه پیچیده ای از مواد شیمیایی مغز به نام انتقال دهنده های عصبی تنظیم می شوند. هر گونه نقص در این سیگنال دهی می تواند باعث تغییر در شخصیت و واکنش فرد به موقعیت های ساده شود.

یکی از انتقال دهنده های عصبی اثرگذار در کلپتومانیا، ممکن است به یک ماده شیمیایی مغز به نام سروتونین مرتبط باشد که خلق و خو و احساسات فرد را تنظیم می کند. اغلب مشاهده شده که علائم کلپتومانیا همزمان با سطوح پایین سروتونین در مغز بروز کرده است. یکی دیگر از انتقال دهنده های عصبی موثر در اختلال جنون دزدی، یک ماده شیمیایی به نام دوپامین است. ترشح دوپامین باعث ایجاد احساساتی لذت بخش می شود و برخی از افراد بارها و بارها به دنبال این احساس پاداش هستند. بنابراین در افراد مبتلا به کلپتومانیا، دزدی به دلیل کمک به ترشح دوپامین و ایجاد همین احساس لذت، رخ می دهد. برخی اختلالات مغزی، مانند زوال عقل یا صرع و آسیب مغزی نیز می تواند منجر به بروز جنون دزدی در فرد شود.

برخی از مطالعات، پیدایش جنون دزدی را با اختلال عملکرد در لوب پیشانی مغز مرتبط می‌دانند. در دو مورد گزارش شده، ضربه های شدید به لوب پیشانی منجر به بروز علائم فیزیکی مانند سرگیجه، علائم رفتاری مانند پرخاشگری و علائم شناختی مانند از دست دادن حافظه و به دنبال آن ظهور ناگهانی رفتارهایی مرتبط با کلپتومانیا، شده است.

ریشه اختلال جنون دزدی چیست؟

همانگونه که گفته شد، اختلال جنون دزدی یا کلپتومانیا، ریشه های ژنتیکی نیز داشته و می تواند به صورت موروثی به فرد منتقل شود. در نتیجه، این اختلال ممکن است در خانواده هایی که چندین عضو در آن به این عارضه مبتلا هستند، شایع تر باشد. اما دلایل بروز آن تنها به عوامل عصبی و ژنتیکی مربوط نمی شود.

ویژگی های روانی از جمله اضطراب، سوء مصرف موادی مانند الکل، سیگار و مواد مخدر، نوسانات خلقی، استرس و اختلالات خوردن (مثل بولیمیا و بی اشتهایی) با کلپتومانیا مرتبط هستند. سرکوب یا سوءاستفاده های جنسی در دوران کودکی نیز یکی از پیشینه های غالب در میان افراد مبتلا به جنون دزدی است. همچنین نظریه ای وجود دارد که معتقد است این اختلال ممکن است به اختلال وسواس فکری اجباری یا افسردگی مرتبط باشد. بسیاری از افرادی که با کلپتومانیا دست و پنجه نرم می کنند، این تمایلات را به عنوان افکار ناخواسته و مزاحم توصیف می کنند.

رویکردهای شناختی-رفتاری در تحلیل اختلال جنون دزدی نشان می دهد که این اختلال ممکن است زمانی شروع شود که فرد پس از دزدیدن چیزی به طور مثبت تقویت شود. بعد از اینکه اولین سرقت بدون عواقب منفی رخ داد، احتمال تکرار این رفتار در آینده برای او بیشتر می شود. در نهایت، نشانه هایی که با اقدامات دزدی مرتبط می شوند تقویت شده و احتمال ادامۀ آن را بیشتر می کنند. بنابراین وقتی فردی در موقعیتی قرار می گیرد که نشانه های محیطی مشابهی وجود دارد، ممکن است تمایل شدید به دزدی را غیرقابل مقاومت بداند. از آنجایی که عمل دزدی استرس و تنشی را که فرد تجربه کرده از بین می برد، این رفتار با کاهش استرس نیز همراه می شود. با گذشت زمان، فرد ممکن است به عنوان وسیله ای برای مقابله با استرس و کاهش آن شروع به دزدی کند.

اختلال کلپتومانیا

علائم و نشانه های کلپتومانیا

در افراد مبتلا به اختلال جنون دزدی یا کلپتومانیا یک چرخۀ همیشگی در حال تکرار است. آن ها میل شدیدی به دزدین اشیاء و وسایل از خود نشان می دهند و دچار تنش و اضطراب شدید ناشی از این میل می گردند و اقدام به دزدیدن آن ها می کنند. پس از انجام دزدی و کسب احساس لذت و تسکین، دچار احساس گناه و پشیمانی شده و مایل به بازگرداندن شیء دزدیده شده دارند. این در حالی است که حتی اگر آن را به صاحبش برگردانند، باز هم تمایل مشابهی به دزدین آن خواهند داشت! اگرچه که ممکن است که این نشانه ها در همۀ مبتلایان به یک اندازه بروز نکند، اما ویژگی ها و علائم کلی آنان را می توان به این صورت خلاصه کرد:

  • برخلاف سارقان معمولی که به مغازه ها دستبرد می زنند، افراد مبتلا به کلپتومانیا عموما برای نفع شخصی، برای انتقام یا شورش دست به این کار نمی زنند. آنها دزدی می کنند تنها به این دلیل که نمی توانند در برابر میل شدید خود در برابر وسوسۀ دزدیدن آن چیز مقاومت کنند.
  • میل به دزدی و اجرای آن، در افراد دارای جنون دزدی، عموما خود به خود و بدون برنامه ‌ریزی و بدون یا کمک و همکاری شخص دیگری رخ می‌دهند.
  • اکثر افراد مبتلا به کلپتومانیا از مکان های عمومی مانند فروشگاه ها و سوپرمارکت ها یا در وسایل نقلیۀ عمومی سرقت می کنند و تعداد کمی از آنان از دوستان یا آشنایان خود چیزی را می دزدند.
  • اغلب اقلام دزدیده شده برای فرد مبتلا به جنون دزدی ارزشی ندارد و فرد توانایی خرید آن را نیز دارد.
  • اقلام دزدیده شده معمولا دور انداخته می شوند و هرگز مورد استفاده قرار نمی گیرند. این اقلام همچنین ممکن است به دیگران اهدا شوند یا مخفیانه به محلی که از آنجا دزدیده شده اند، بازگردانده شوند.
  • کلپتومانیا با دزدی معمولی متفاوت است؛ زیرا دزدان معمولی معمولاً دزدی های خود را برنامه ریزی می کنند و این رفتار را برای به دست آوردن اقلامی که می خواهند اما توانایی خرید آن ها را ندارند، انجام می دهند. از سوی دیگر، افراد مبتلا به جنون دزدی، به طور خود به خود و بدون اراده دزدی می کنند و این کار را برای کاهش تنش به وجود آمده در خود و کسب احساس لذت انجام می دهند.
  • این علائم و ویژگی ها در افراد مبتلا به اختلال جنون دزدی یا کلپتومانیا، دائمی نیست و ممکن است در طول زمان و در شرایط و موقعیت های خاصی کاهش یا افزایش یابد. با این حال شکست مکرر در برابر میل به دزدیدن اشیا و کسب احساس رضایت و لذت پس از انجام دزدی، کلیدی ترین نشانه برای تشخیص اختلال جنون دزدی است.

علائم و نشانه های جانبی اختلال جنون سرقت

جنون سرقت می تواند به تنهایی رخ دهد، اما اغلب در کنار سایر بیماری ها نیز ظاهر می شود. افراد مبتلا به این بیماری ممکن است مستعد مصرف مواد مخدر، اضطراب و همچنین سایر اختلالات روانی مرتبط با کنترل تکانه مانند اختلالات خلقی، اختلال هراس، اختلال اضطراب جدایی، اختلال وسواس فکری عملی و سایر اختلالات کنترل تکانه باشند. این اختلال همچنین با مصرف الکل مرتبط است. برخی از کارشناسان پیشنهاد می کنند که ممکن است نوعی ارتباط ژنتیکی مشترک بین اختلالات مصرف مواد و جنون دزدی وجود داشته باشد. تحقیقات همچنین نشان داده است که 73 درصد از افراد مبتلا به کلپتومانیا در مقطعی از زندگی خود با یک اختلال عاطفی نیز روبرو بوده اند. بین 43 تا 55 درصد از مبتلایان نیز یک اختلال شخصیت همزمان دارند که اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال شخصیت هیستریک شایع ترین آن ها هستند.

 

میزان شیوع اختلال دزدی

شیوع دقیق اختلال دزدی به دلیل ترسی که مبتلایان به این بیماری از شناخته شدن یا دستگیر شدن دارند، مشخص نیست و داده های ملی برای ارزیابی شیوع در جمعیت عمومی وجود ندارد، اما اعداد به دست آمده از نمونه های بالینی نشان می دهد که اختلال دزدی ممکن است بسیار شایع تر از آنچه قبلاً تصور می شد باشد. تخمین زده می شود که تقریباً 1.2 میلیون بزرگسال آمریکایی یا 6 نفر از هر 1000 بزرگسال با آن درگیر باشند. جنون دزدی به طور تقریبی ۵ درصد از کل دزدی ‌ها را تشکیل می‌دهد و این به معنای زیان اقتصادی سالانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار است.

اختلال جنون دزدی

تشخیص اختلال دزدی

جنون دزدی معمولاً توسط یک روان پزشک یا متخصص سلامت روان تشخیص داده می شود. از آنجایی که این اختلال معمولا با علائم دیگری مانند اختلالات خوردن، سوء مصرف مواد و الکل و اختلالات اضطرابی همراه است، اغلب زمانی تشخیص داده می شود که افراد برای علائم روانپزشکی دیگر خود به پزشک ارجاع داده می شوند. همچنین در صورتی که دزدی ناشی از کلپتومانیا منجر به دستگیری برای فرد شود، ممکن است تشخیص و ارجاع به متخصص نیز رخ دهد. پس از معاینۀ اولیه توسط پزشک، بیمار ممکن است برای ارزیابی بیشتر به روانشناس یا روانپزشک ارجاع داده شود.

تشخیص ممکن است شامل استفاده از مصاحبه با بیمار و بررسی سوابق قانونی و روانی وی باشد. اجرای مقیاس و آزمون های روان سنجی مانند مقیاس ارزیابی علائم کلپتومانیا (K-SAS) یا مقیاس وسواس فکری جبری (K-YBOCS) نیز ممکن است در تشخیص مفید باشد. ماهیت مخفیانۀ این اختلال و همچنین احساس گناه و شرم مرتبط با آن در مبتلایان، می تواند تشخیص و درمان آن را با مشکل روبرو کند. در برخی موارد، افراد تنها به دلیل تماس با سیستم حقوقی و در نتیجه گرفتار شدن در ارتکاب سرقت، تشخیص و درمان می‌شوند.

 

درمان اختلال جنون دزدی

علی رغم آنکه بسیاری از متخصصان معتقدند که درمان کامل و همیشگی اختلال جنون دزدی ممکن است امکان پذیر نباشد، اما نمی توان گفت که هیچ راهی نیز برای بهبود یا تخفیف آن وجود ندارد. یکی از رایج ترین روش های درمانی که اغلب روانپزشکان در هنگام تشخیص جنون دزدی از آن استفاده می کنند، درمان های شیمیایی است.

داروهای مهارکنندۀ باز جذب سروتونین یکی از آن ها است. برخی داروهای مربوط به کنترل دوپامین نیز می تواند با کنترل سطح لذت ناشی از دزدی در فرد، او را از تکرار دزدی به منظور کسب لذت باز دارد. علاوه بر این برخی از داروهای مورد استفاده در ترک اعتیاد نیز می توانند در کنترل لذت ناشی از جنون دزدی موثر باشند. با این حال هیچ داروی منحصر به فردی برای درمان کلپتومانیا که مورد تایید سازمان غذا و دارو نیز باشد، تولید نشده است.

سایر داروهای ضد افسردگی نیز در درمان علائم کلپتومانیا اثربخشی نشان داده ‌اند و اگر در کنار درمان شناختی-رفتاری مورد استفاده قرار گیرند، می توانند اثرگذاری بیشتری از خود نشان دهند.

روان درمانی اختلال جنون دزدی

درمان شناختی-رفتاری یکی دیگر از شیوه های مقابله با اختلال جنون دزدی است که هم افکار و هم رفتارهایی که به دزدی کمک می کنند را هدف قرار می دهد. روان درمانی اغلب اولین راه درمان برای اختلالات کنترل تکانه است و با هدف کمک به بیمار برای شناخت تمایلات خود، کشف دلیل عمل به آن ها  و یافتن راه های مناسب تر برای تسکین میل و تنش حاصل از امیال، توصیه هایی را به بیمار ارائه می دهد.

درمان شناختی-رفتاری به آموزش تکنیک هایی می پردازد که به فرد کمک کند امیال منجر به دزدی را در خود کنترل کند. این تکنیک ها به طور کلی شامل این موارد می شود:

  • از بین بردن حساسیت پنهان، که در آن فرد خود را در حال دزدی و سپس مواجهه با پیامدهای منفی، مانند گرفتار شدن، تصویر می کند.
  • بیزاری درمانی، که در آن فرد تکنیک ‌های دردناک خفیف را تمرین می‌کند، مانند حبس کردن نفس تا در هنگام تمایل به دزدی بتواند از آن برای برای کنترل امیال استفاده کند.
  • حساسیت زدایی سیستماتیک، که در آن فرد تکنیک های تمدد اعصاب را تمرین می کند و از خود را در حالی که میل به دزدی را کنترل کرده، تصور می کند.

اخیراً تغییری به سمت استفاده از مداخلات روان درمانی در کنار رویکردهای روان درمانی نیز صورت گرفته است. مداخلۀ زود هنگام و درمان مؤثر به منظور کمک به افرادی که علائم کلپتومانیا را تجربه می‌کنند، مهم است تا از ناراحتی غیر ضروری و عواقب قانونی مرتبط با وضعیت خود جلوگیری کنند. همچنین درمان هر گونه بیماری همزمان که ممکن است با مداخلات مناسب وجود داشته باشد نیز بسیار حائز اهمیت است.

 

پیشگیری از کلپتومانیا

متاسفانه باید گفت هیچ راه شناخته شده ای برای جلوگیری از اختلال کلپتومانیا وجود ندارد. با این حال، دریافت درمان به محض ظاهر شدن علائم ممکن است به کاهش هرگونه اختلال احتمالی در زندگی، خانواده و دوستی فرد کمک کند. علاوه بر این، برای فرد مبتلا ضروری است که از موقعیت هایی که ممکن است باعث میل به دزدی شود اجتناب کند. به عنوان مثال، دور ماندن از فروشگاه ها در زمان استرس و فشار عصبی. همانگونه که گفته شد بخش عمده از دلایل بروز این اختلال به عوامل شیمیایی در مغز و مسائل ژنتیکی مربوط می شود؛ در نتیجه پیشگیری از وقوع آن در صورت وجود این زمینه ها می تواند غیر ممکن باشد.

 

 برخورد با افراد دارای علائم جنون دزدی

اگر مشکوک هستید که یکی از دوستان نزدیک یا یکی از اعضای خانواده ممکن است مبتلا به کلپتومانیا باشد، به آرامی نگرانی های خود را با فرد مورد علاقۀ خود در میان بگذارید. به خاطر داشته باشید که این اختلال یک مسئلۀ مربوط به سلامت روان است، نه یک نقص شخصیتی. بنابراین بدون سرزنش یا اتهام به فرد مورد علاقه خود نزدیک شوید و به او کمک کنید.

 

در این هنگام توجه به چند نکته را فراموش نکنید:

  • شما نگران هستید زیرا به سلامت و رفاه عزیزتان اهمیت می دهید.
  • شما نگران خطرات این اختلال برای وی، مانند دستگیر شدن، از دست دادن شغل یا آسیب رساندن به یک رابطۀ ارزشمند هستید.
  • باید بدانید که در کلپتومانیا، میل به دزدی ممکن است آنقدر قوی باشد که فرد نمی ‌تواند تنها با فکر کردن به آن، مقاومت کند. بنابراین از ارائه راه های پیش پا افتاده ای که برای فرد امکان پذیر نیست، بپرهیزید.
  • درمان هایی در دسترس هستند که ممکن است به کاهش میل به دزدی کمک کنند. تلاش کنید تا او را به سمت این درمان ها سوق دهید.
  • اگر برای این مواجهه آمادگی کافی ندارید، حتما پیش از آن با یک پزشک در این زمینه صحبت کنید. او ممکن است شما را به یک متخصص سلامت روان ارجاع دهد که می تواند به شما کمک کند تا راهی برای طرح نگرانی های خود بدون ایجاد احساس تدافعی یا تهدید به فرد مورد علاقه خود داشته باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

Open chat
24ساعته پاسخگوی شما هستیم